بررسی کوتاه چند آرایه ادبی در تعزیه

 

نویسنده:علی افسری نژاد

 

زبان تعزیه زبان شعر و ادبیات بوده که به صورت نمایشی در آمده و به اصطلاح

شعری نمایشی است.اشعار کهن ادبیات فارسی بر وزن وعروض بنا نهاده شده اند.

گاهی برخی اشعار تعزیه برای عوام فهم بودن بسیار ساده و به دور از هرگونه

تکلف و آرایه های ادبی سروده شده اما برخی دیگر از نظر علم ادبیات بسیار پر بار

وسرشار از آرایه ها و فنون ادبی اند.تعزیه هایی که خیلی قدیمی و جزء اولین

مجالس ساخته شده هستند به دلیل ابتدای شکل گیری تعزیه، بسیار ساده و روان

سروده شده اما کم کم که تحول و رشد در تعزیه به وجود آمد اشعار آن نیز متحول

و متغیر شده اند و یکی از راههای تشخیص قدمت یک نسخه ،همین ادبیات آن

است.در تعزیه انواع و اقسام وزن ها و بحور،انواع قالبهای شعری و اقسام

آرایه های ادبی به خدمت گرفته شده است.چون علم شاعران تعزیه در فن سرایش

متفاوت بوده است در نتیجه بار ادبی اشعار نیز توفیر می کند.بعبارتی با اینکه

زبان شعری تعزیه به طور کلی ترکیبی از کلمات ساده ی عامیانه و ادبی است،

اما انتخاب و به کارگیری این واژه ها در ساخت و ترکیب کلام و شیوه ی بیان به

قدرت طبع شاعر تعزیه ساز و شیوه ی شرایش او بستگی دارد و به همین سبب

برخی از اشعار تعزیه،ساده و نغز و لطیف،بعضی شیوا و بلند و فصیح و گاهی

مصنوع و متکلف و تعدادی هم عوامانه و سست اند.لازمه بررسی هر مجلس تحلیل

هر نسخه به صورت جداگانه است و نمی توان در مورد ادبیات کلی یک مجلس

شبیه خوانی حکم قطعی صادر کرد.در این مقاله سعی من بر آن است که تعدادی

از آرایه های ادبی استفاده شده در اشعار تعزیه را برایتان با ذکر مثال معرفی کنم.

آرایه ی ادبی تلمیح

نسخه شمر در مجلس شهادت حضرت عباس:

از چه دور انداختی فرمان شاه شام را؟

رهرو عاقل به ره باید ببیند دام را

یوسف از اخوان خود کم رنج و محنتها کشید؟

یا نکشت از کینه قابیل دغا هابیل را؟

حضرت موسی مگر پیغمبر برحق نبود؟

از چه رو جاری نکرد او آب رود نیل را؟

ابن سعد:

...چو نام جدت آرم صد گره گیرد زبانم را

امین وحی سبحان الذی اسری ست، می دانم

نگویم مادرت را، در غلامی فخر کرد آدم

بنای کن فکن بر خلقت زهراست می دانم....

مبارزخوانی سروده شاعر توانا و دوست خوبم آقای امیرحسین کریمی

ای شهنشاه مُعَظم ، بانی بزم عزا

واقفیم یکسر ز قدر و رتبه و شأن شما

باب تو باشد همانی در صف یوم الغدیر

گشته منصوب خلافت،حسب حکم کبریا

این شرف باشد ز بابت در دم جنگ اُحُد

بانگ بزد روح الامین هر دم ندای لا فتا

گشته افضل از سجو د آدم و جن و مَلَک

ضربه حیدر به قتل عمرو ملعون دغا....

آرایه ی ادبی لف و نشر:

شمر:

ایا شاهنشه دنیا و دین ، سلطان بی لشکر

فلک پایه ، گران مایه ، هما سایه ، همایون فر

تو آن شاهی که باشندت به طوع و طبع و جان و دل

قضا تابع ، قدر طالع ، ملک خادم ،فلک چاکر

ز فیض فضل و فرط بذل و خلق خوب و خوی خوش

دلت صافی ، کفت کافی ، دمت شافی، رخت انور

ز بیم تیغ تیز و گرز و کوپال گوان گردد

قضا هایل ، قدر حیران،زمان عاجز، زمین مضطر...

(نسخه ی شمر در تعزیه علی اکبر"موجود در آرشیو شخصی خودم")

نمونه بعدی در مبارزخوانی:

ایا سلطان عرش ایوان و خاقان جهان فرما

سلیمان جاه و لقمان حکم و انجم خیل و مه سیما

شد از رزمت،شد از بزمت،شد از جزمت،شد از عزمت

جهان درهم ، زمان خرّم ، محب بی غم، عدو رسوا...

(شمر در مبارز خوانی)

آرایه ی ادبی تضمین:

نمونه ی اول:

نسخه شمر (پشت خیمه)

یک نصیحت به تو گویم تو مپندار خطاست

رخ گل را نفس خرّمی از باد صباست

بلبلان را به قفس، فصل گل و لاله خطاست

هیچ کس را به تو آن میل نباشد که مراست

کافتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است

نسخه حضرت عباس در جواب شمر(پشت خیمه):

این سخن ها که تو گویی نه طریق ادب است

من و این گونه خیانت به حسینم عجب است

داغ روی علی اکبر به تنم تاب و تب است

آن نه زلف است و بناگوش،که روز است و شب است

وان نه بالای صنوبرکه درخت رطب است

شمر:

این همه لشکر که در نشاط و سرورند

از لب مینا و باده، مست و خمورند

جمله به خونخواهی حسین ، غیورند

"مردم هشیار از این معامله دورند

شاید اگر عیب ما کنند که مستیم"

حضرت عباس:

ما دو برادر که فخر آل کباریم

یار به جز لطف کردگار نداریم

داده ز کف صبر و اختیار و قراریم

"در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم

در همه عالم بلند و پیش تو پستیم"

اشعار بالا از سعدی تضمین شده است

آرایه ی ادبی المام

علاج این است با نیرنگ وافسون

بریمش جانب صحرا و هامون

چو گردد کشته پنهان ماند این راز

"ز کشته بر نیاید دیگر آواز"

(نسخه یهودا در تعزیه به چاه اداختن یوسف)

که برگرفته از شعر سعدی است که میفرماید:

عاشقان کشتگان معشوقند بر نیاید ز کشتگان آواز

شمر در تعزیه عباس

تو بکن بیعت و خود را برهان از کشتن

سروری بهتر از آن است که در خون خفتن

من و این راز به درگاه تو چون در سفتن

سخن دوست به بیگانه نباید گفتن

گله از دوست به دشمن نه طریق ادبست

بیت آخر به صورت المام از سعدی امده است:

سخن خویش به بیگانه نمیارم گفت...

این مقاله ادامه دارد

نویسنده: علی افسری نژاد

در اینجا بخشی از یک نسخه خطی از آرشیو شخصی خودم به حضور شما دوستان تقدیم می دارم و نام این مجلس را که گمان نمی کنم شنیده باشید عرض می کنم:

مجلس حنا دادن یزید به اهل بیت

(نسخه ام کلثوم)

نسخه - علی افسری نژاد

نسخه خطی